بازگشت به خانه
سخن سردبیر

سخن سردبیر

۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶

مطمئنم حسابی تعجب می‌کنید اگر بفهمید که سردبیر اولین پلتفرم هوش مصنوعی پزشکی به زبان فارسی چقدر میتونه از تکنولوژی متنفر باشه. من هنوز برای دوستان و عزیزانم نامه‌ی کاغذی می‌نویسم، از گوش دادن به موسیقی با گرامافون لذت می‌برم ومعتقدم دوران طلایی تکنولوژی زمانی بود که تلویزیون رنگی تازه به بازار عرضه شده بود.

تا آن زمان، تکنولوژی بیشتر از اینکه باعث ایجاد دردسر ها و مشکلات جدید بشود، باعث حل کردن مشکلات بشر و راحت تر کردن زندگی میشد. از جایی به بعد اما تکنولوژی در جهت معکوس عمل کرد.

ذهن انسان نیازی ندارد از تمام وقایعی که در اقصی نقاط جهان رخ می‌دهد باخبر باشد، اما امروز حجم عظیمی از اخبار مهم یا بی اهمیت در کمتر از چند ثانیه به ما مخابره می‌شود و تاثیراتی در ذهن ما میگذارد که ممکن است هفته ها باقی بماند. ما با چند دقیقه اسکرول کردن در اینستاگرام، احساسات متناقض و شدیدی را تجربه می‌کنیم: می‌خندیم، می‌ترسیم، احساس ناکافی بودن می‌کنیم، خشمگین می‌شویم و ناگهان متوجه می‌شویم که هزاران جا برای رفتن، هزاران کار برای انجام دادن و هزاران چیز برای خریدن وجود دارد. تمام این الگوهای رفتاری در عصر تکنولوژی، در عین سودمندی از بسیاری جهات، تنشی دائمی برای ذهن انسان مدرن به وجود آورده‌اند؛ اضطرابی مداوم که به کوتاه شدن شدید چرخه‌ی توجه انسان و پر شدن ذهن انسان از داده هایی اکثرا به درد نخور منجر شده است.

همه‌ی ما می‌دانیم که دستاوردهای بزرگ و تفکرات عمیق معمولا با چرخه‌ی توجه طولانی امکان‌پذیر می‌شوند. یادگیری عمیق نیازمند تمرکز پایدار است. برخلاف انتظار، ذهنی که بیشتر خالیست به مراتب بازده و کارایی بیشتری دارد از ذهنی شلوغ. آرامش ذهنی و زندگی در «اکنون» نیز بدون توانایی حفظ توجه، تقریبا ناممکن می‌شود. اما بسیاری از آنچه امروز به نام تکنولوژی در اطراف خود می‌بینیم، دقیقا در خلاف این مسیر عمل می‌کند.

در طول تاریخ، بشر بارها اقداماتی انجام داده که در عین سودمندی در حوزه‌هایی مشخص، مضرات گسترده‌ای نیز به همراه داشته‌اند. نسل‌های بعدی، اغلب ناچار شده‌اند هزینه‌های سنگینی برای کنترل یا کاهش همین مضرات بپردازند. مشابه صدها مثال دیگر، ما انرژی هسته‌ای را کشف کردیم و دهه‌های بعد را صرف جنگ‌ها، بحران‌ها و تلاش‌های پرهزینه برای مهار خطر هسته‌ای کردیم.

اکنون ما، برده های مدرن عصر تکنولوژی با چرخه‌ی توجه کوتاه و توان یادگیری فرسوده، با جهانی روبرو هستیم که نیازهای پیچیده‌تری از همیشه دارد. با استمرار این وضعیت، ما در پاسخ دادن به این نیازها روز به روز ناتوان‌تر خواهیم شد.

پزشکی امروز نیز با دنیایی از یافته های جدید، درمان‌های نوین و گایدلاین های به روز روبروست. این دانش برای پاسخ دادن به نیازها و پرسش‌های پزشکی جامعه ضروری است، اما حجم آن از گنجایش ذهن پزشک مدرن فراتر رفته است. اینجاست که انسان دست به اختراع «هوشی» زد که هرچند مصنوعی است، اما می‌تواند کمک بزرگی برای جبران ناتوانی‌های ذهن انسان امروز باشد.

هوش مصنوعی در عرصه‌ی پزشکی، با مطالعه و تحلیل صدها کتاب قطور و هزاران مقاله، که همگی حاصل تلاش‌های علمی و پژوهشی پیشینیان ما هستند، می‌تواند به ما در قضاوت بالینی، گسترش دانش پزشکی و یادگیری مفاهیم کمک کند. دانشی که نسل‌های قبل به‌صورت مکتوب جمع‌آوری، حفظ و منتقل کرده‌اند، امروز می‌تواند با سرعت و دقت بیشتری واکاوی شود. هوش مصنوعی تکه‌های پراکنده‌ی پازل ذهنی ما را به هم متصل می‌کند، آن‌ها را در زمان نیاز بازخوانی می‌کند و نتیجه را با سرعتی بسیار فراتر از ذهن انسان در اختیار ما قرار می‌دهد.

مسئله، جایگزینی پزشک نیست؛ مسئله، نجات توان قضاوت پزشک از زیر آوار اطلاعات است.

هوش مصنوعی مسکنی است برای سردردی که خودمان عامل آن بوده‌ایم. سردرد پابرجاست و احتمالا بدتر هم خواهد شد. اینکه کسی از این مسکن استفاده کند یا دردی دائمی را تحمل کند، انتخابی شخصی ست. اما آینده از آن کسانیست که بر سیل تغییرات جدید موج سواری میکنند، نه کسانی که روبروی موج می ایستند تا توسط سیل بلعیده شوند.

— سینا نشاط